bgsound src=" loop="-1">naghmeh.com/Naghmehcard/MIDI/TAVALOD.MID موسسه مطالعات و تدوین تاریخ اردبیل
 قلیان و تاریخ
قلیان و تاریخ

فراگیر شدن کشیدن قلیان در بین ایرانیان چیز تازه‌ای نیست؛ مورخین می‌گویند احتمالا کشیدن قلیان که اختراع هندی - ایرانی است از زمان شاه طهماسب اول آغاز شده و در دوره قاجار فراگیر شده است آنطور که توانست محملی برای یک حرکت اعتراضی در عصر ناصرالدین شاه باشد.

 

«نهضت تنباکو» جنبش اجتماعی بود در اعتراض به اعطای امتیاز انحصاری تنباکو به شرکت «رژی» به مدت ۵۵ سال و طی آن با فتوای آیت‌الله میرزای شیرازی استعمال توتون و تنباکو حرام اعلام شد و مردم با شکستن قلیان‌ها اولین مبارزات ضد استعماری خود را کلید زدند.

 

مورخان گفته‌اند روزی که میرزای شیرازی حکم حرمت استعمال توتون و تنباکو را صادر کرد در تهران تا بعد از ظهر مردم همه قلیان‏‌ها را شکستند و انبارهای توتون و تنباکو را به آتش کشیدند؛ حتی در یکی از شهر‌ها، تعدادی از جوانان به خانه حاکم هجوم بردند تا او را از قلیان کشیدن منع کنند و به او گفتند: آقا میرزا فرمودند، استعمال تنباکو، محاربه با امام زمان(عج) است! ما اجازه نمی‌دهیم تو به جنگ با امام زمان بروی!

 

بر اساس گزارش‌های تاریخی، در آن تاریخ در برخی از شهر‌ها، افرادی برای خشک کردن تنباکو، مقداری از آن را در بام‌ها پهن کرده بودند، اما برای احتیاط، از جمع‌آوری آن هم پرهیز کردند. ناصرالدین شاه ابتدا از پذیرش حکم میرزای شیرازی، امتناع می‌کرد. اما تأثیر این فتوا آنچنان بود که شاه قاجار هم در حرمسرای خود جرأت نمی‌کرد قلیان بکشد. نهضت تنباکو با فشار علما آنقدر ابعاد عمیقی پیدا کرد که ناصرالدین شاه از بیم تاج و تخت تسلیم شد و دستور داد همه جا اعلام کنند حکم میرزا را پذیرفته و معاهده توتون و تنباکو را لغو می‌کند.

 

این نهضت از این جهت که اولین رویارویی‌های مردم و علما با شاه و استعمار بود و با پیروزی به پایان رسید دارای اهمیت است اما خود گویای رواج داشتن استعمال تنباکو و قلیان در عصر قاجار است.

 

مورخان می‌گویند در عصر قاجار قلیان آنقدر اهمیت داشته که مردم هیچ مجلس و میهمانی‌ای اعم از روضه‌خوانی، مجلس فاتحه، عزا، شیرینی خوردن، خواستگاری، بله بران، مجالس عقد و عروسی و شب‌نشینی را بدون آن برگزار نمی‌کردند.

 

در این میان قلیان کشیدن که کاری اعیانی به حساب می‌آمده آدابی نیز برای خود پیدا می‌کند و بیشتر در جامعه ایرانی نفوذ می‌کند مثل اینکه اگر در میهمانی نخستین قلیان به میهمان تعارف شود دلیل بر خوشامدگویی صاحب پذیرایی به آن فرد و اگر قلیان دوم و سوم به طرف پیشکش شود معنای خداحافظی است.

 

از سوی دیگر قلیان در کنار نفوذی که در جامعه عصر قاجار به عنوان وسیله‌ای رایج در دست مردم می‌یابد ابعاد زیبایی‌شناسی نیز پیدا می‌کند و کنده‌کاری بر روی بدنه و نقش و نگارهای روی کوزه آن قلیان را به شیء زینتی نیز تبدیل می‌کند.

 

عکس‌های زیر از عبدالله قاجار، آنتوان سوروگین و چند عکاس نا‌شناس در عین آنکه جایگاه قلیان در جامعه عصر قاجار را بیشتر نشان می‌دهد بعضا این وجه زیبایی‌شناسی و دکوری را نیز به تصویر می‌کشد. در این عکس‌ها  قلیان از دربار گرفته تا کوچه و خیابان و اندرونی، در دست شاهان و درباریان گرفته تا مردم عادی و زن و مرد دیده می‌شود؛ در کنار آن عکس‌های آتلیه‌ای نیز وجود دارد که در آن قلیان به عنوان وسیله‌ای زینتی و دکوری حضور دارد.
 

 

دختری با لباس قجری در اندرونی در حال بازی تخت نرد؛ قلیان پر نقش و نگار در سمت راست تصویر دیده می‌شود. عکاس: آنتوان سوروگین
 

 

دو دختر در لباس قاجاری در اندرونی با قلیانی در دست. عکاس: آنتوان سوروگین
 

 

عکس چند زن در تفرج با قلیان. عکاس: نا‌شناس
 

 

عکس آتلیه‌ای با قلیان. عکاس آنتوان سوروگین
 

 

بانو شکوه عظمی دختر احمدخان علاءالدوله با قلیان در اندرونی. عکس از «دنیای زنان قاجار»
 

 

زنی در کنار گهواره فرزندش با قلیانی در سمت چپ عکس. عکاس: احتمالا آنتوان سوروگین
 

 

زنان قاجاری در کنار کرسی و با قلیانی پر نقش و نگار. عکاس: آنتوان سوروگین
 

 

عکس جمعی با یکی از شاهزادگان. عکاس: نا‌شناس
 

 

عکس مرد و دو زن از اقوام ایرانی؛ قلیان در گوشه تصویر دیده می‌شود. عکاس: نا‌شناس
 

 

عکس جمعی زنان یک خانواده، قلیان در گوشه تصویر دیده می‌شود. عکس از «دنیای زنان قاجار»
 

 

مراسم نامزدی طاهر و توران عنایم. عکس از «دنیای زنان قاجار»
 

 

ضیافتی با حضور بزرگان شهر. عکاس: نا‌شناس
 

 

بست‌نشینی در سفارت انگلیس؛ قلیان‌ها در دست متحصنین دیده می‌شود. عکاس: نا‌شناس
 

 

قلیان کشیدن در تفرج. عکاس: نا‌شناس
 

 

حاج سید ابراهیم کنسول عثمانی و قلیان. عکاس: عبدالله قاجار
 

 

مظفرالدین شاه در حال قلیان کشیدن. عکاس: آقا رضا عکاس‌باشی
 

 

ناصرالدین شاه در حال کشیدن قلیان. عکاس: نا‌شناس
 

 

مرد نا‌شناس و قلیان. عکاس: آنتوان سوروگین
 

 

چاق کننده دوره‌گرد قلیان. عکاس: آنتوان سوروگین
 

 

عکس دسته‌‌جمعی مطربان قاجاری؛ قلیان در دست یکی از زنان دیده می‌شود. عکاس: نا‌شناس
 

 

فروشنده خشکبار در حال کشیدن قلیان. عکاس: آنتوان سوروگین
 

 

روستایی در حال کشیدن قلیانی که با کدو درست شده است. عکاس: نا‌شناس
 

 

قلیان کشیدن در خانواده‌ای از محلات فقیرنشین. عکاس: آنتوان سوروگین

|+| نوشته شده توسط محمود محمد هدایتی در چهارشنبه پنجم شهریور 1393  |
 مشروطیت در اردبیل
به بهانه صدور فرمان مشروطیت/
لزوم گردآوری اسناد دوران مشروطه در اردبیل/ تاریخ و مبارزانی که گمنام مانده اند
اردبیل - خبرگزاری مهر: به گواه تاریخ، اردبیل از کانون های اصلی در مبارزات مشروطه بوده که در سال های بعد به دلیل پراکندگی اسناد و عدم انسجام یادداشت ها و خاطرات به جا مانده جایگاه واقعی آن در دوران مشروطیت ثبت نشده است.
 

به گزارش خبرنگار مهر، اشارات جسته گریخته تاریخ در مبارزات مشروطه، پژوهشگران را به شهری هدایت می کند که جانفشانی مردم آن برای آزادی در سایه مبارزات سایر شهرها قرار گرفته و به صورت منسجم به تحریر درنیامده است.

جانفشانی هایی که مطالعه آن خبر از چرخه ای از محاصره، غارت و کشتار برای کسب آزادی می دهد. رشادت های مجاهدان و همراهی مردم با آنها موجب شد سال ها بیماری، قطحی، قتل و تجاوز، ویرانی و آتش زدن بازار و محلات و کشتار برای کسب آزادی هموار شده و اردبیل به عنوان یکی از هسته های اصلی مبارزات مشروطه کشور در ذهن تاریخ باقی بماند.

هر چند این رشادت ها جاودانه است اما پراکندگی اسناد مبارزات و نپرداختن منسجم به آن چنانکه در سایر شهرها تجربه گردیده، موجب شده حتی خود پژوهشگران برای مطالعه یک برهه از تاریخ این شهر منبع مناسب و منسجم و قابل استنادی در اختیار نداشته باشند.

با وجود اینکه کسروی به مبارزات مشروطه اردبیل در کتاب خود اشاراتی داشته و بابا صفری نیز در کتاب خود به صورت اجمالی به آن می پردازد اما به نظر می رسد در این میان همچنان نقاط کوری در تاریخ مشروطه از ثبت و تحقیق پنهان است.

شکل گیری فعالیت اولین انجمن سری اردبیل

اردبیل از ابتدا با زمزمه های شکل گیری مشروطیت همراه بوده و قبل از امضای مشروطیت به دست مظفر الدین شاه به صورت پنهان همگام با فعالیت انجمن های تهران به نشر عقاید مشروطه و ضرورت آن اهتمام داشته است.

تا جاییکه بابا صفری در کتاب معروف خود "اردبیل در گذرگاه تاریخ" صراحتا تاکید دارد که وسعت و دامنه این فعالیت ها و نحوه اقدامات روشنفکران به همان شکل و نوع بوده است که در تهران صورت می گرفت. با این وجود به دلیل اقتضای زمان روشنفکران به صورت سری تشکیل جلسه داده و فعالیت می کردند.

اینکه انجمن های سری دقیقا چه زمانی و از طریق چه کسانی تشکیل یافته و بذر مبارازت مشروطه در اردبیل را بارور کرده یکی از نقاط کور تاریخ مشروطه اردبیل است.

"نارین قلعه" اردبیل در زمان مشروطه

به نظر می رسد یکی از اسناد تاریخی شکل گیری اولین انجمن سری خاطرات تاجر مشروطه طلب میرزا عباس محسنی معروف به "شالمان اوف" باشد که در یادداشت های خود ما را به سال 1324 قمری هدایت می کند.

او می نویسد "روزی مشهدی ابوالفضل رضا زاده مرا به خانه حاج فخر السادات دعوت کرد. من وقتی بدانجا رسیدم جز او آقا سید زکی را نیز در آنجا دیدم. چون به صحبت نشستیم سخن از مشروطیت و آزادی به میان آمد و ما هر سه به قرآن سوگند خوردیم که با اساس آن مخالفت نکنیم."

نقش تجار در شکل گیری مبارزات مشروطیت

زمانی که زمزمه های مبارزات مشروطه در تهران به گوش آزادی طلبان می رسد در اردبیل نیز تجار و بازرگانان جزو گروه های پیشتاز مبارزات فعالیت خود را آغاز می کنند.

شبنم احمدی مدیر موسسه مطالعات و تدوین تاریخ اردبیل تاکید دارد که نقل قول تاریخ مبارازت ما را به نقش برجسته تجار می رساند. بطوریکه شکل گیری اولین انجمن سری در خانه رضازاده یا همان موزه شهدای فعلی توسط چند تن از تجار بوده و در مدت کوتاهی تعداد آنها به 12 نفر می رسد.

به گفته وی مبارزات علاوه بر اینکه به شکل پخش اعلامیه، شبنامه و برگزاری جلسات بوده است وجه دفاعی نیز گرفته و در ابتدای فعالیت انجمن سری مبلغ 300 تومان برای خرید اسلحه توسط اعضا جمع آوری می شود.

احمدی تاکید دارد که اعضای انجمن در اولین اقدامات خود علما و مجتهدین را نیز با خود همراه ساخته و از اعضا و مدافعان خود امضا می گرفتند.

تشکیل و انحلال انجمن های ولایتی در اردبیل

تشکیل انجمن سری اردبیل قبل از صدور فرمان مشروطیت بود. بعد از اینکه مظفر الدین شاه در سال های پایانی عمر خود فرمان مشروطه را امضا کرد انجمن های ایالتی و ولایتی در سراسر کشور شکل گرفتند. انجمن هایی که به نوعی در راستای اهداف آزادی خواهانه فعالیت خود را آغاز می کردند.

فعالیت این انجمن ها تاز مانی که محمد علی شاه مجلس را به توپ بست در اردبیل به صورت گسترده و عیان بود و بعد از آن مجددا به شکل سری ادامه یافت.

حاج باباخان اردبیلی قهرمان نهضت مشروطه در اردبیل

اولین انجمن ولایتی همزمان با درگیری دو قطبی حیدری و نعمتی در اردبیل بود. اینکه بانیان انجمن ولایتی مرکب از چه اشخاصی بوده و چطور فعالیت خود را ادامه دادند روایت های مختلفی به خود گرفته است.

اما بعدها فعالیت این انجمن توسط "ساعد الملک" حاکم اردبیل متزلزل شد و وقتی هر یک از دو بخش حیدری و نعمتی خود انجمن ویژه تشکیل دادند در نهایت سال ها بعد "رشید الملک" حاکم وقت انجمن ها را به هم زد و انجمن جدیدی با ترکیب اعضای هر دو طرف تاسیس کرد.

قتل اولین شهید آزادی در دوران استبداد صغیر

مبارزات آزادی خواهان در دوران استبداد صغیر به صورت پنهانی و با ایجاد مشکل از سوی حاکمان دست نشانده همراه بود تا جاییکه در زمان حکومت امیر معزز در این دوره در اردبیل تعقیب و آزار مشروطه خواهان از سر گرفته شد.

بابا صفری در کتاب خود اولین شهید مشروطیت اردبیل را میرزا محسن امامزاده پسر حاج میرزا هادی امام عنوان کرده است.

موج مبارزات ادامه می یابد و پس از میرزا محسن، ملا امام وردی مشگینی به شکل فجیعی به قتل می رسد. بعد از آن قدرت گیری موقت مستبدان، آمدن مجاهدین به اردبیل از شهرهای مختلف  و سقوط اردبیل به دست مجاهدین بر تاریخ این شهر می گذرد.

غارت اردبیل و آمدن ستارخان

بعد از سقوط محمد علیشاه، اردبیل تجربه تاریکی را از سر می گذراند. تجربه ای که تاریخ نویسان آن را با عنوان "چاپقون ئیلی" یا سال چپاول یاد می کنند.

به دلیل ناامنی های ایجاد شده از وضعیت فعالیت مجاهدین و انحراف برخی از آنها از اصول مشروطیت و آزادی طلب و قتل و تجاوز فجیع سران استبداد به بهانه آزادی عشایر شاهسون و طوایف قوجه داغ که از دوستداران خاندان سلطنتی بودند عزم غارت اردبیل را می کنند.

به گفته مدیر موسسه مطالعات و تدوین تاریخ اردبیل روس ها رحیم خان (رئیس طایفه چلبیانلو ) را در قراچه داغ با پول و سلاح مجهز کردند و او با کمک سران طوایف شاهسون شهر اردبیل را محاصره کرد.

  گزارش بروز شايعه صدور حكم تلگرافي آخوند خراساني در تحريم مشروطه اردبيل 

احمدی افزود: در این زمان ستارخان برای کمک به آزادی خواهان به اردبیل آمده و باقرخان در دفاع از شهر به همراه عده ای از مجاهدان به یاری ستارخان از تبریز به قصد اردبیل به سراب آمد بود.

هر چند روزهای تاریکی در جنگ های شکل گرفته بر مردم اردبیل تحمیل شد؛ در نهایت اوج آن، سقوط اردبیل به دلیل خروج نیروهای مبارز تجربه ای است که در ذهن اردبیلی ها باقی ماند.

متعاقب آن روسیه شماری سرباز و قزاق به سوی اردبیل فرستاد، سواران شاهسون و قره باغ پس از  تصرف شهر دست به تاراج بازارها و تیمچه ها و کاروانسراها زدند و همه را بجز حجره های متعلق به روسها و بستگان  ایشان به یغما بردند. با افزایش شمار سپاهیان روسیه، اردبیل در این زمان به صورت یکی از  کانونهای سپاهی نشین روسیه در آمد.

یکی از تلگرافهای انجمن ولایتی اردبیل در آن زمان حاکی از آن بوده که "اشرار.... بازار، دکاکین و کارانسراها و بیوتات حتی ملحقات بقعات متبرکه و مساجد را به یغما بردند... ویرانی اردبیل نه به حدی است که به شرح و بسط گنجد."

تدبیر اسماعیل بیگ برای نجات جان مردم

در زمانه غارت، عشایر به منازل و مغازه هایی که همراه با آنها بودند دستبرد نمی زدند. در این میان اسماعیل بیگ شیروانی تاجر باشی روس در اردبیل در کوچه مقابل مسجد سلیمان شاه که امروز به کوچه اسماعیل بیگ معروف است منزل داشت.

بابا صفری می گوید " او بنا به تشخیص خود یا تعلیماتی که از کنسولخانه گرفته بود در اول کوچه دو تن از سالدات (سرباز) روس گماشته و نیز بر در کلیه خانه های کوچه پرچم روس زده آنها را از آن خود معرفی نمود."

اینکه این تدبیر از نظر اخلاقی درست بوده یا نه قضاوت با خوانندگان تاریخ و درک احوال آن روز مردم است. به هر ترتیب ساکنان این کوچه برخلاف کل شهر نجات یافته و حتی تا مدت ها در تامین غذای بازماندگان مساعدت داشتند.

با خروج ستارخان و نیروهای مبارز "یپرم خان" برای سرکوبی عشایر مهاجم به اردبیل آمد و اگرچه آنان را شکست داد و تنی چند از سران ایشان را به اسارت گرفت، اما با وجود روسها که حامی عشایر بودند، رهایی کامل شهر ممکن نشد. در این زمان حدود سه هزار سرباز روس نیز نظر ژنرال "فیدارف" در اردبیل مستقر بودند.

ارتش اعزامی به اردبیل برای سرکوب شاهسون

در همین زمان بود که برخوردهایی میان فرقه دموکرات که از نو سازمان یافته بود و اتحاد اسلام که در اردبیل نمایندگی داشت، رخ داد و موجب نابسامانی های تازه ای در شهر شد و خشکسالی همراه با کمبود مواد غذایی به این گونه نابسامانی ها دامن زد. به دنبال آن، سربازان عثمانی به اردبیل وارد شدند و مدتی را در این شهر گذراندند.

پس از انقلاب اکتبر عده ای قفقازی به عنوان بلشویک به اردبیل وارد شدند، ولی تنها چند روزی در آن جا اقامت گزیدند و هنگام مراجعت مورد حمله یکی از  طوایف شاهسون قرار گرفتند و عده ای از آنها کشته شدند و اسلحه آنان به دست این طایفه افتاد.

شاهسون ها با حمله های گاه به گاه خود پیوسته موجب نا امنی شهر اردبیل می شدند، اما پس از این سال ها و به تضعیف و دستگیری سران ایشان، شهر اردبیل از یورشهای آنان برای همیشه در امان ماند.

خاطرات شالمان اوف برگ زرین اسناد مشروطه اردبیل

مدیر موسسه مطالعات و تدوین تاریخ اردبیل با بیان اینکه بسیاری از این وقایع در خاطرات محسنی که خود از اولین مبارزان مشروطه بود بیان شده است، تاکید دارد که حتی بسیاری از اسناد تاریخی از جمله کتاب اردبیل در گذرگاه تاریخ در ذکر مبارازت مشروطه به این کتاب تاریخی مراجعه کرده اند.

احمدی افزود: شالمان اوف يكی از ارباب قلم و طرفدار مشروطيت در اردبيل بود که دوره زندگی خود را از تاريخ 1308 تا حدود 1329 (هـ.ق) نگاشته است.

وی بیان داشت: در این کتاب قیام و نهضت ميرزا علی‌اكبر آقا و غارت شاهسون‌های شهر اردبیل، صورت تلگراف آخوند خراسانی درباره حمايت و جانبداری از مشروطيت به علمای اردبيل و همچنين تمرد ايلات مشكين و شكست اردوی رشيدالملك و جنگ حسين علی خان گالش (طالش) با روس‌ها در آستارا آمده است.

به گفته احمدی در ادامه نویسنده تشكيل انجمن ولايتی اردبيل به سال 1328 هـ.ق و مسلح شدن حضرت آيت الله ميرزاعلی اكبر آقا عليه بالشويك‌ها و بسياری از وقايع عصر خود را به یادگار گذارده است.

تدوین یادداشت های نویسنده مشروطه طلب

شالمان اوف از مبارزان مشروطه و تاریخ نگار

کتاب شالمان اوف با عنوان "حیات محسنی" که فصول آن در پی مطالعات و تحقیقات مداوم عیان شده و اهمیت آن به عنوان یکی از اسناد تاریخ مشروطیت اردبیل برای خوانندگان آن به اثبات رسیده، تاکنون چاپ نشده است.

اهمیت این کتاب که به نظر می رسد در جهت چاپ و ارائه نسخه اصلی آن اقدامی از سوی خانواده محسنی صورت نگرفته است به حدی است که موسسه مطالعات و تدوین تاریخ اردبیل را به تدوین یادداشت های محسنی بر اساس نسخ یافت شده و کپی موجود از کتاب واداشته است.

به گفته احمدی این مجموعه به شکل یک کتاب چاپ شده و در اختیار پژوهشگران قرار خواهد گرفت. البته لازم است به دلیل اهمیت تاریخی خاطرات محسنی خانواده وی باید در خصوص نشر این اثر اقدام کنند.

وی افزود: حتی خود شالمان اوف در گوشه ای از یادداشت های خود آورده است که "در این عالم بهترین نتایج زندگی و محسن ترین ثمرات حیات انسانی آن است که از خود تاریخ دوره حیات و اتفاقات عصر خود را به یادگار گذارد."

اسناد تاریخی نیازمند بررسی کارشناسی است

با وجود اینکه در شناسایی و معرفی اسناد تاریخی جز افراد اهل قلم و پژوهشگران ورود نمی کنند اما انتظار از دستگاه های فرهنگی به دلیل سرفصل مسئولیتی آن ها سلب نمی شود.

مدیر کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان اردبیل معتقد است اسناد تاریخی به ویژه زمانی که روایت های تاریخی متفاوت است، نیازمند بررسی کارشناسی است.

یحیی نقی زاده تاکید دارد که کتبی از جمله کتب تاریخی به دلیل حساسیت ویژه در بازگویی بخشی از تاریخ این سرزمین باید با دقت و مراقبت کامل انعکاس یابد.

وی به ضرورت گردآوری اسناد دوران مبارزات مشروطه تاکید کرد و افزود: انسجام دستگاه های فرهنگی و نگاه کارشناسی ضرورت دستیابی به این مهم است.

سید حسین اردبیلی، روشنفکر، روزنامه نگار و مبارز مشروطه اردبیلی در خراسان

تاریخ مشروطیت اردبیل احیا شود

در عین حال معاون سیاسی امنیتی استانداری اردبیل نیز تاکید دارد که به دلیل جایگاه آذربایجان در شکل گیری قیام مشروطه نقش اردبیل در این برهه تاریخی باید احیا شود.

طاهر شریفی مطالعات پژوهشگران در خصوص جمع آوری اسناد مشروطه را حرکتی مثبت و ضروری خواند و افزود: مجاهدین اردبیلی کمتر از مجاهدین تبریز رشادت نداشتند و احیای این واقعیت تاریخی بر عهده محققان است.

وی حمایت از چاپ آثار برجسته و تدوین آثار تاریخی شاخص زمان مشروطه را ضروری خواند و افزود: استانداری اردبیل نیز حامی این حرکت بوده و باید بتوان اطلاعات درستی از تاریخ گذشته این شهر برای آیندگان به یادگار گذاشت.

شهروندان اردبیلی در مواجه با تاریخ خود در بیشتر مواقع شاهد نشر کتبی بوده اند که جسته و گریخته راوی سخنان کتب دیگر بوده و باز در عین حال نگاه منسجمی را به مخاطب انتقال نداده است.

در این میان حوادث مهم تاریخی از جمله مشروطه نیز مصون از این آسیب نبوده و اردبیل نیازمند رویکرد جدیدی در بازگویی تاریخ خود است تا بتواند داشته های خود را به درستی به نسل های بعد منتقل کند.

در این میان نقش دستگاه های فرهنگی برجسته بوده و مهمتر از آن برخورد علمی و کارشناسی با چاپ کتب تاریخی ضرورتی است که تاکنون پاسخ نیافته است.

..................................

گزارش: ونوس بهنود

 

|+| نوشته شده توسط محمود محمد هدایتی در چهارشنبه پانزدهم مرداد 1393  |
 عید فطر مبارک
آلبوم تصاویر , گالری تصاویر , گالری موضوعی , آلبوم موضوعی , والپیپرهای عید سعید فطر , روز مبارک عید فطر , پایان ماه رمضان , دیده شدن حلال ماه , پوستر عید فطر

|+| نوشته شده توسط محمود محمد هدایتی در سه شنبه هفتم مرداد 1393  |
 جام نفیس مشگین شهر

عملیات کاوش در محل کشف جام نفیس مشگین شهر آغاز شد

اردبیل - ایرنا - مدیرکل اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری ن اردبیل از آغاز عملیات کاوش در محل کشف جام نفیس مشگین شهر خبر داد.

 

ˈیحیی نقی زادهˈ روز جمعه در حاشیه نشست هماهنگی کاوش در محوطه باستانی مشگین شهر به خبرنگار ایرنا گفت: برای این کاوش دو میلیارد ریال اعتبار اولیه توسط دانشگاه محقق اردبیلی ، شرکت آب منطقه ای اردبیل و فرمانداری شهرستان مشگین شهر تخصیص یافته است.

وی افزود: بر اساس اعلام کارشناسان جام مشگین در ردیف دو جام نفیس باستانی مارلیک و حسنلو قرار گرفته لذا عملیات کاوش در محل کشف این اثر نفیس از لحاظ باستانشناسی بسیار مهم و فرصت مناسبی برای استان اردبیل است.

او گفت: مدت زمان کاوش حدود دو ماه خواهد بود و بر اساس برنامه ریزی پس از پایان مرحله کاوش توسط باستانشناسان زبده کشوری و استانی همایش تببین دستاوردهای علمی برگزار و اطلاعات به دست آمده در اختیار علاقه مندان قرار می گیرد.

چندی پیش محموله قاچاق اشیاء عتیقه به همراه جام باستانی نفیسی که آن را هم ارزش جام مارلیک ارزیابی کرده اند در مشگین شهر از قاچاقچیان کشف و ضبط شد. 

در کنار این جام زرین، جامی نقره ای نیز کشف شده که بسیار ارزشمند بوده لذا بررسی و مطالعه این آثار توسط کارشناسان سازمان میراث فرهنگی آغاز شده است. 

همچنین از قاچاقچیان به همراه این دوجام 300 قلم اشیاء بسیار ارزشمند باستانی از جمله انواع سفالینه، ابزار جنگی، زیورآلات زنانه، انواع ظروف و مهر از جنس طلا، نقره و نیز مفرغ مربوط به عصر آهن، هزاره اول و دوم قبل از میلاد و دوره های بعدی کشف شده است. 

مشگین شهر در 85 کیلومتری شمال غربی اردبیل قرار دارد.

|+| نوشته شده توسط محمود محمد هدایتی در جمعه بیست و هفتم تیر 1393  |
 "نائبی" الگوی مدیری ماندگار
"نائبی" الگوی مدیری ماندگار/ شهرداری که مبتکر ایجاد مرکز فوریتهای پزشکی کشور شد
اردبیل - خبرگزاری مهر: در سال های 47 تا 51 هجری شمسی اردبیل شهرداری را به خود دید که با گذشت بیش از چهار دهه خدمات ارزنده وی همچنان در ذهن هر شهروند اردبیلی ثبت شده است. شهرداری که افتخار خود را مردمی بودن و خدمت به مردم دانست و همین تفکر او را در اذهان عمومی ماندگار کرد.
 

به گزارش خبرنگار مهر، در سال 1347 هجری شمسی انجمن شهر اردبیل با برگزاری انتخابات اعضای خود را از میان نخبگان و تحصیلکرده گان شهر گلچین کرد. اعضایی که برای پایان دادن به محرومیت و عقب ماندگی شهر به میدان آمدند تا بتوانند آغازگر تحولی باشند که تا نسل ها جزو افتخارات این شهر به حساب آید.

در نهایت محمد امیری به عنوان رئیس انجمن، یوسف معماری نایب رئیس، بابا حاج نجفی دبیر، محمد ذکری دبیر و عبدالرحیم جلایی، لطفعلی مناف زاده، حاج خان اوغلان نوری، عباس رحیمیان و علی اصغر شیخ باقری به عنوان اعضای انجمن انتخاب شده اند.

انجمنی که نقطه عطف کارنامه خود را در انتخاب احمد نایبی به عنوان شهردار اردبیل در تاریخ این شهر ثبت کرد.

احمد نایبی فرزند بابا متولد 1304 هجری شمسی به روایت خود در کتاب "خط عمر" هفت روز گذشته از چله بزرگ زمستان در محله باغمیشه متولد شد و در سن پنج سالگی در محضر نایب محمد خان رشید لشکر و حاج آقا آخوند اجودی خواندن قرآن را فرا گرفت.

جلسه انجمن شهر اردبیل

اهتمام به تحصیل حتی در دوران جنگ

در شش سالگی به مدرسه صداقت به مدیریت مرحوم میرزا شفیع شیرانی رفت و تحصیلات خود را در مدارس هدایت، سعدی و نهایتا در دبیرستان صفوی تا پایان پنجم متوسطه به پایان رساند.

حمله قشون روس وقفه ای چند ماهه در تحصیل ایجاد می کند و در همین مقطع نایبی از محضر خلیل علومی و ابوالفضل حلال زاده علوم حوزوی را تا باب حادی عشر می آموزد.

بعد از رجعت دوباره به مدرسه در سال 1322 هجری شمسی برای ادامه تحصیل به تهران رفته و در نهایت با پایان دادن تحصیلات 12 طبیعی در 1323 هجری شمسی از رشته داروسازی پذیرفته می شود.

به پیشنهاد پدر سال بعد با کنکور مجدد از رشته پزشکی دانشگاه تهران پذیرفته می شود که پس از گذراندن دوران تحصیل در دانشگاه با ارائه دانشنامه و با تز ممتاز در 1330 به خدمت سربازی فراخوانده می شود.

خدمت به عنوان رئیس بهداری گردان یکم آغاز می شود، نقطه آغازی که تحولات قابل توجه بسیاری را دامن زاده و خدمات نایبی را برای نسل های بعد ماندگار می کند.

تصویر جوانی مرحوم نائبی

کاهش مرگ و میر زایمان طبیعی توسط اولین رادیولوژیست اردبیل

فریدون نوری مدیرعامل سابق شبکه بهداری بهزیستی اردبیل، مرحوم نایبی را اولین شخصی می داند که به دلیل تحصیل در بیمارستان زنان دکتر جهانشاه صالح؛ بخش بیماری های زنان و زایمان را در اردبیل راه اندازی می کند.

اقدامات وی در انجام فورسپس، ورسیون و کرانیو تومی موجب می شود مرگ و میر های زایمان های طبیعی به حد قابل توجهی کاهش یابد. علاوه بر این به دلیل آموزش و رعایت بهداشت زنان باردار بسیاری از بیماری های نوزادان در آن مقطع کاهش می یابد، تا جایی که احداث زایشگاه سینا به اهتمام این پزشک جوان بخش مهمی از بهداشت زنان بارادار و زایمان های اصولی را زمینه سازی می کند.

نایبی در مصاحبه های مختلف و در بیان فعالیت های این دوران دیدار با فرزندان و نوه هایی نوزادانی که از مرگ نجات یافته اند را شیرین ترین خاطره خود ابراز کرده است.

در کنار این اقدام مهم به صورت جدی با بیماری دیفتری که در سال های 1334 در اردبیل شایع بوده است، مقابله می کند.

نوری عنوان می کند که به دلیل دخالت افراد غیر فنی نایبی به بهداری منتقل می شود اما شور خدمت به مردم موجب می شود برای اولین بار کلینیک رادیوگرافی را بعد از گذراندن دوره آموزشی در اردبیل راه اندازی کند.

نمایی از ساختمان قدیمی و تاریخی شهرداری اردبیل

در سایه همین افدامات و نیز به دلیل توان مدیریتی بالا و حسن خلق در سال 1342 به سمت کفالت و در سال 1343 به ریاست بهداری اردبیل منصوب می شود.

احداث و نامگذاری طبقه دوم بیمارستان بوعلی، افتتاح و تجهیز مرکز نیمه ساخت مبارزه با سل، احداث درمانگاه رازی، درمانگاه مهر و مرکز بهداشت دهان و دندان و درمانگاه سرعین بخشی از خدمات این پزشک حاذق است.

اجرای برنامه چهار ساله توسعه شهر

توانمندی نایبی از چشم فعالان انجمن شهر و مردم پنهان نمی ماند و اعضا تحصیل کرده این انجمن بلافاصله در سال 47 بعد از انتخاب اعضای خود نایبی را به عنوان شهردار معرفی می کند.

شهرداری که قرار است برنامه چهار ساله توسعه شهر را بر اساس نقشه جامع توسعه 25 ساله اجرا کند و در سایه همان توانمندی اغلب مفاد این برنامه به اجرا در می آید.

اردبیلی ها به یاد دارند که نائبی در طول مدت حضور خود در شهرداری اردبیل اجرای خیابان کمربندی پیرامون شهر به طول 20 کیلومتر و عرض 30 متر، اجرای خیابان 20 متری ججین از "داشکسن" تا کوی باغمیشه،اجرای خیابان ساحلی در مسیر رودخانه بالیخلو از پل ججین تا پل سید آباد، اجرای خیابان سی متری از جنب مسجد باغمیشه تا میدان عالی قاپو و اجرای خیابان سی متری از راسته بازار تا میدان عالی قاپو را در سال 48 در کارنامه خود ثبت می کند.

میدان معروف و تخریب شده "عالی قاپو"ی اردبیل

تا جایی که در همان سال انجمن شهر و دکتر نائبی به عنوان شهردار اردبیل در سطح کشور به عنوان انجمن و شهردار نمونه انتخاب شده و تحسین مردم را توشه افتخارات خود می کنند.

عادت نائبی به عنوان مهمترین ویژگی شخصیتی و مدریتی به ارتباط تنگاتنگ با مردم بوده و گزارش سالانه خود را در اختیار مسئولان و مردم قرار می داده و تلاش خود را در راستای خدمت به خلق فهیم عنوان می کند.

بطوریکه در سال 88 خطاب به یوسف معماری یکی از اعضاء انجمن شهر آن دوره می نویسد:" ما با هم اشتراک روحی فراوانی داریم و آن ایمان به یک روح اجتماعی در مردمی است که بد و نیک را می فهمند و ارج می نهند و بنابراین مستحق خدمتگذاری اند و گرچه گذشت روزگاران به دفعات بطلان آن را در بسیاری از موارد ظاهر ساخته است، هنوز بر آن عقیده استواریم اعم از اینکه کاری از دست ما ساخته باشد یا نباشد."

تصفیه بدهی شهرداری و کمک گرفتن از همت مردمی

نایبی در سال دوم خدمت خود در شهرداری خیابان کشی امتداد منصوریه و خیابان کشی خیابان بیست متری از جنب مسجد باغمیشه و اتصال آن به خیابان کمربندی و در سال سوم اجرای امتداد خیابان سی متری از راسته بازار تا میدان پیرعبدالملک و ادامه ‌آن تا خیابان کمربندی و خیابان کشی از جنب مسجد سلیمان تا مسجد صفویه و ادامه آن تا خیابان کمربندی را در پیش می گیرد.

مراسم کلنگ زنی کتابخانه عمومی اردبیل

نهایتا در سال 51 خیابان کشی مسیر خطی دباغ خانه بین پل سید‌آباد و یعقوبیه و رشته دوم در امتداد خیابان سی متری از مقابل مسجد باغمیشه تا بیرون شهر و اتصال آن به خیابان کمربندی اجرا می شود و مابقی برنامه ها به شهردار بعد واگذار می شود.

حد فاصل میدان شریعتی و سه راهی دانش فعلی همچنان به نام این شهردار مردمی و نوگرا ثبت شده و همه شهروندان این خیابان را با نام اصلی خود یعنی خیابان نائبی می شناسند.

به گفته یوسف معماری از اعضا انجمن شهر اردبیل در همان سال ها و پزشک اردبیلی در نقشه های صفوی رود بالیخلو دو شاخه داشت که در زمان خیابان کشی ها عملا یک شاخه آن مخروب شده بود.

وی که این سخنان را در خصوص برخی انتقادها به خیابان کشی های آن دوره بیان می کند، اضافه کرد: بنابراین خیابان کشی ها تاثیر منفی در چشمه های جاری این شهر که به نقل از جهانگردان سفر کرده دوران صفوی اردبیل را به شهر ونیز شبیه کرده بود، نداشته است.

معماری همچنین عمده اقدام شایان توجه نائبی را در تجهیز شهرداری اردبیل و پرداخت بدهی های آن عنوان می کند. بطوریکه با سد بندی از سازمان آب تا پل یعقوبیه بیش از 80 هزار متر مربع زمین برای شهرداری ایجاد می شود که بعد از فروش نیمی از آن شهرداری نه تنها بدهی های قبلی خود را پرداخت می کند، بلکه در مابقی فضای ایجاد شده بلوار و زمین بازی ایجاد می شود.

میدان ساعت اردبیل که هم اکنون تخریب شده

معماری می گوید: علاوه بر این تمامی محصولات کشاورزی و تولیدی شهر که به استان های دیگر صادر می شد، مشمول عوارض شهرداری بود و نکته جالب اینکه در زمان نائبی عوارض شهرداری به صورت کامل از سوی شهروندان پرداخت می شده و شهروندان وقتی هزینه کرد خود را مستقیما در عمران شهر مشاهده می کردند همیار شهرداری بودند.

معماری به یاد دارد که به غیر از تلاش های فراموش نشدنی صفری شهردار سال 1332 هیچ شهردار دیگری به قد و قواره نائبی در اردبیل ظاهر نشده است.

نایبی علاوه بر اقدامات ذکر شده کلنگ زنی کتابخانه شیخ صفی، احداث بلوار تبریز و آستارا، جدول کشی و ‌آسفالت کوچه ها و معابر، نوسازی پارک ملت مطابق با نیازهای روز شهر، راه اندازی شرکت اتوبوسرانی اردبیل با 10 دستگاه اتوبوس را در کارنامه خود دارد.

علاوه بر این به گفته معماری طراحی پیرامون شیخ صفی به قطر 100 متر برای اولین بار در زمان نائبی مطرح شد که قرار بود توسط شهرداری اجرا شود و نهایتا اجرای آن مسکوت ماند.

بازدید استاندار آذربایجان شرقی از بیمارستان بوعلی به همراه دکتر نائبی شهریور 48

وی تاکید دارد در صورتی که این طرح به شهرداری ارائه شده است امروز در بایگانی این دستگاه اجرایی موجود خواهد بود.

نائبی مبتکر ایجاد مرکز فوریت های پزشکی در کشور

درست پس از پایان دوران شهرداری، مرحوم نائبی سال بعد به عنوان نماینده مجلس مسئولیت خدمت رسانی به مردم شهر خود را می پذیرد تا با دست و بال بازتر و اختیارات بیشتری خدمت کند.

اتفاقی که خود وی بعدها آن را به دلیل سنگ اندازی ها و عدم تحقق آمال و خواسته های مردم اردبیل به عنوان بزرگترین اشتباه و خبط زندگی خود خواند.

با این وجود در مدت نمایندگی برای اولین بار طرح ایجاد مرکز فوریت های پزشکی را به کمیسیون بهداشت مجلس طرح می کند. طرحی که با کارشناسی نحوه اجرا و تامین مالی مورد پذیرش واقع شده و در نهایت در تمامی استان های کشور اجرا می شود.

نائبی در سفر مکه مکرمه

ساخت راه های اردبیل به آستار و تبریز، تغییر ساختمان رادیو اردبیل به صدا و سیما، ساخت راه اردبیل – ارجستان و ساخت خانه جوانان شیر و خورشید از دیگر اقدامات وی در همین مقطع است.

با این وجود نایبی اقدامات طلایی خود را کافی نمی داند و شش ماه قبل از پایان دوره مجلس بیست و سوم عدم تمایل خود را برای انتخاب مجدد اعلام می کند.

وی پس از نمایندگی مجلس در تاریخ 17 شهریور 1354 به عنوان پزشک ساده بهداری که خود آن را ساخته بود، طبابت را از سر می گیرد و بعد از وقوع انقلاب به شهر تهران نقل مکان می کند.

شور نویسندگی و شاعری در پزشک حاذق

نایبی از جمله نخبگان علمی اردبیل است که سال های متمادی در مطبوعات اردبیل به ویژه نشریه "قبس" مقاله های اجتماعی، فرهنگی، تاریخی، ادبی، پزشکی و بهداشتی را با اسامی مستعار "بابا" و "ایاذ" به نگارش درآورده است.

مرحوم نائبی در اواخر عمر

علاوه بر این تربیت اخلاقی و ادبی وی موجب می شود از سنین نوجوانی علاقه مندی به شعر در وجود او شکل گیرد. اشعاری که بیانگر ذوق و قریحه و روح مردمی شاعر است.

مرحوم نائبی در شعر مرگ زیبای خود گفته است:

"دوست می دارم که اندر شهر خود در موطن خود

در میان مردم خود جان دهم، والا بمیرم."

امروز اردبیل داغدار شخصی است که ثبت یادگارهای وی و مهمتر از همه نتایج و ثمرات این اقدامات از توان قلم خارج است.

.................................

گزارش: ونوس بهنود ----عکسهای متن گزارش آرشیو موسسه مطالعات و تدوین تاریخ اردبیل

 

 
 
|+| نوشته شده توسط محمود محمد هدایتی در سه شنبه هفدهم تیر 1393  |
 ماه رمضان در دوره قاجار
ماه رمضات در دوره قاجار

یادداشت‌هایی از زندگانی خصوصی ناصرالدین شاه»، نام کتابی است نوشته «دوستعلی‌خان معیرالممالک» نوه ناصرالدین‌شاه که در بخشی از آن به توصیف ماه رمضان در دربار و عصر ناصری پرداخته است. این بخش از خاطرات معیرالممالک را از نظر می‌گذرانید:

«در ماه رمضان شب‌ها عبور و مرور در شهر آزاد بود و اسم شب و بگیر و ببند در کار نبود و شب‌نشینی و شب‌زنده‌داری تا صبح ادامه داشت. در آن زمان هفت‌دهم جمعیت تهران در کمال عقیده روزه نگاه می‌داشتند. ناصرالدین‌شاه در نخستین سال‌های سلطنت روزه می‌داشت ولی تا آنجا که من به یاد دارم روزه‌داری را ترک گفته بود اما آداب شهر صیام را به کار می‌بست. گاه عصرها سواره به باغ‌های سلطنتی نزدیک شهر می‌رفت و بنا به رسم، با یک تیر توپ، سواری شاه را به شهریان اعلام می‌داشتند.

آقا مچول زین‌دارباشی ملقب به صدیق‌السلطنه که از خواص و در حضور شاه گستاخ بود، روزی هنگام سواری عرض کرد: «قربان، چون اعلی‌حضرت اغلب روزها سوار می‌شوند خوب است امر فرمایند روزهایی که سواری نیست توپ بیندازند تا از مصرف باروت کاسته شده، دخل مختصری نصیب دولت شود.» شاه در پاسخش سر بجنبانید و به لبخندی اکتفا ورزید.

در ماه رمضان اداره‌های دولتی به جای روز، شب کار می‌کردند. بساط افطار در دربار گسترده می‌شد، سپس شاه نیز به کارها رسیدگی کرده، وزیران را به حضور می‌پذیرفت.

در اندرون، مجلسی مفصل برای وعظ و نماز تشکیل می‌یافت. میان تالار طنبی که شرح آن گذشته، پرده زنبوری می‌کشیدند. آن سوی پرده منبری نهاده ترتیب محرابی می‌دادند و شیخ سیف‌الدین برادر شیخ‌الرئیس که از شهزادگان و به لباس اهل علم درآمده بود، به نماز می‎‌ایستاد. این سوی پرده زنبوری، بانوان صف‌آراسته اقتدا می‌کردند. پس از نماز، شیخ مزبور به منبر می‌رفت و خانم‌ها از پس پرده سوال‌های مذهبی مطرح می‌کردند. آن مرحوم که در حرکت دادن سر و دست و ابرو ماهرتر از بیان و تقریر بود، جواب‌هایی می‌داد که کمابیش چیزی از آن مفهوم نمی‌شد و مقارن غروب مجلس پایان می‌یافت.

شب‌ها زن‌های سالخورده شاه در منزل یکدیگر محفلی تماشایی برای مقابله قرآن و طرح مسائل شرعی برپا می‌ساختند و شیخ اسدالله، قاری نابینا، اصلاح قرائت و حل مسائل می‌کرد. زن‌های به اصطلاح عاقله پس از ادای مختصر آدابی به دور هم گرد آمده، پیچازبازی می‌کردند و بانوان جوان پس از افطار و نماز تا سحرگاه به صحبت‌های مناسب سن و شوخی و خنده می‌گذراندند. در سه شب احیا اهل اندرون در تالار طنبی قضا به جای آورده، قرآن سر می‌گرفتند و نیز الغوث که یکی از اعمال مخصوص شب‌های مزبور است خوانده و هر بندی از آن را به شیشه گلاب و حب قند می‌دمیدند.

بعضی شب‌ها شاه سرزده به اتاق بانوان درآمده، اندک زمانی به تماشای هر محفل می‌ایستاد. چون اهل اندرون تا سحر بیدار می‌ماندند و چراغ‌ها روشن بود، مرا شعفی کودکانه در دل بود و با عزیزالسلطان و غلام‌بچه‌هایش به دوندگی و بازی سرگرم بودیم. یکی از شب‌ها که قایم‌باشک بازی می‌کردیم، شاه خود را در محلی که از بته‌درخت‌های انبوه پوشیده بود پنهان کرده سوت‌های بی‌مورد می‌زد. ما به گمان اینکه یکی از بچه‌ها شیرین‌کاری می‌کند به مرتکب فرضی ناسزا گفتن گرفتیم که ناگاه شاه از میان گلبن‌ها بیرون جست و ما پا به فرار نهادیم. شاه پس از خنده بسیار به آواز بلند گفت تا به دورش گرد آییم و به هر یک چند سکه زر داد.

از افطار تا سحرگاه چهار نوبت خوردنی می‌خوردند از این قرار: «پیش‌افطاری» که عبارت بود از میوه‌های فصل و انواع پالوده و انگشت‌پیچ و غیره؛ «افطار» که از انواع آش و کوفته و کوکو و شامی و شیربرنج و فرنی و لرزانک و یخ‌دربهشت تشکیل می‌یافت؛ «شبچره» که نیمه‌شب صرف می‌شد و زولبیا و بامیه و پشمک از لوازم آن بود و سرانجام «سحری» که بیشتر چند نوع پلو و چلو و خورش‌های مختلف بود.

هنگام افطار و سحر هر بار چهار توپ که در چهارگوشه شهر بالای خندق‌ها قرار داده بودند از پس یکدیگر به غرش درمی‌آمد و شب دو نوبت طبل و نقاره می‌کوفتند که یک بار آن از نیمه‌شب گذشته بود و آن را اصطلاحا طبل دم سحری می‌گفتند. در سه شب احیا مجلس ذکر مصیبت در حضور شاه تشکیل می‌یافت.» 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط محمود محمد هدایتی در چهارشنبه یازدهم تیر 1393  |
 
 
 
بالا